Become a PUBLISHED AUTHOR at just 1999/- INR!! Limited Period Offer
Become a PUBLISHED AUTHOR at just 1999/- INR!! Limited Period Offer

Naila Hina

Abstract

3  

Naila Hina

Abstract

The Inglorious Vigorous!

The Inglorious Vigorous!

2 mins
283


Lucifer shot me but missed, then we kissed and I killed 

Him, while still in bed and he was in my arms, bloody!

Juxtaposition for the shock-bearer, a shot for the orderly 

The world has been holding its collective breath since March


When in Aquarius Saturn entered, it will happen again in December

He hides as a small blue Robbin but from inside a vigorous hunter!

Obscured inside the red pyramid Sat is now Jon Robin, an old codger 

Brown-skinned pieces old fish thinks herself Isis of rainbow


Killed by Ptolemy, Ceaser's army ruined everything belongs to Nefertiti 

They ate from others' plate in history like hungry beasts, had their feast

A bull saw the gush of the blood, asks who's innocent man or beast 

A famous poet fantasised world's mind on ghost ship by a pirate crew 

Awarding good books with gold trophies, eating living things turned in a stew

Today none trusts each other, as we are cheated only when we trust! 


لوفر من را شلیک کرد اما از دست داد بعد بوسیدیم و من کشتم او ، در حالی که هنوز در رختخواب است و او در آغوش من بود ، خونین! مخلوط کردن برای شوک- باربر ، شلیک برای منظم جهان در حال برگزاری است نفس جمعی از ماه مارس وقتی در آکواریوم کیوان وارد شد این اتفاق دوباره در ماه دسامبر رخ خواهد داد او به عنوان یک رابین کوچک آبی مخفی می شود اما از درون یک شکارچی نیرومند! در داخل هرم قرمز مبهم است سات اکنون جان رابین ، رمزگذار قدیمی است قطعات قهوه ای پوست ماهی قدیمی خودش را ایزیس رنگین کمان فکر می کند کشته شده توسط ارتش بطلمیوس Ceaser همه چیز خراب شده متعلق به Nefertiti است آنها در طول تاریخ از بشقاب دیگران می خوردند مانند جانوران گرسنه ، جشن خود را برگزار می کردند یک گاو نر گل خون را دید می پرسد چه کسی بی گناه است یا جانور یک شاعر مشهور ذهن جهان را در کشتی شبح توسط خدمه دزدان دریایی خیال می کند اهدای کتابهای خوب با غنائم خوردن چیزهای زنده به صورت خورش تبدیل شد امروز هیچکدام به یکدیگر اعتماد ندارند. مانند ما فقط وقتی اعتماد می کنیم تقلب می کنیم!


Rate this content
Log in

Similar english poem from Abstract